به تشییع جنازه ام خوش آمدی، ای شهید!

به تشییع جنازه ام خوش آمدی، ای شهید!

دیروز که با کوله باری از خستگی از سفر آمدی، خیلی ها بی اعتنا از کنارت رد شدند..

بی آن که یادشان باشد، تو آن مردی بودی که روزگاری که شهر در هجوم باروت خون می سوخت و در تاریکی سیال فرو می رفت ایستادی و فانوسی به فضا آویختی..

دعای خیر مادرت را توشه راهت کردی و بوسه پدرت را به پشانی ات زدی..

لباسی را که خواهرت اتو کشیده بود به تن کردی و پوتینی را که برادرت واکس زده بود به پا..

به وسعت خورشید به جنگ با شب رفتی و وقتی بر زمین چکیدی آسمان سر تعظیم فرود آورد..

.....

نامت را بر روی همه مردان عالم گذاشته اند..

اما...

دیروز که از سفر آمدی نه مادرت بود نه خواهرت که برایت اشک بریزند..

برادرت هم نبود تا پدرت را در آغوش بگیرد و تسلای دردش باشد..

تنها من بودم و تو!

.....

خوب می دانم آنگاه که نگاهت به نگاهم افتاد، به اندازه غروب جمعه ای پائیزی دل تنگ شدی و هزاران سئوال در سینه ات تپید..

دیروز که رفتم باید می رفتم تا امروز باشد..

اما امروز که برگشتم دیگر خیابانهای شهر، رنگ و بوی احساس نمی دهند و معبد شهوت شده اند!

از چشمان مردم دیگر محبت نمی جوشد و جولانگاه شیطان شده اند!

جیب ها خالی از سکه های صفا شده اند و لبریز از سکه های ریا..

تن ها بوی تند نفاق می دهند!

براستی چرا؟؟

تو می پرسیدی و من در نگاهت می سوختم و جوابی برای سئوالهایت نداشتم..

فقط سر در گریبان کردم و گفتم به تشییع جنازه ام خوش آمدی، ای شهید!

پ ن ۱: ضمن عرض سلام و ادب به همه شما دوستان و همسنگران عزیز، هفته دفاع مقدس رو تبریک و تهنیت عرض می کنم..

پ ن ۲: عصر روز پنجشنبه مورخه ۳۱/۶/۹۰ شش تن از شهدای گمنامی که در منطقه عملیاتی فاو به درجه رفیع شهادت نائل شده بودند، در شهر شهید پرور -خرم آباد- تشییع شدند..
این قطعه ادبی، دل نوشته ایست که پس از تشییع پیکر پاک و آسمانیشان نگارش شده که با یکی دو روز وقفه خدمت شما عزیران ارائه می گردد..

پ ن ۳: بیاد همه آن هایی که رفتند، تا ما امروز در آرامش و امنیت باشیم صلوات..

/ 0 نظر / 5 بازدید